جلال جلالى زاده
258
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
در خود حكم تأثير گذاشته است . تأثير عين وصف در عين حكم مانند اينكه دربارهى علت تردد حيوانات در منزل بگوييم اين مورد در موش و مانند آن موجود است ، پس مانند گربه پاك است . در اينجا تردد وصف است و عين آن در عين حكم كه طهارت است ، تأثير گذاشته است . با اين حال در جايى كه عين وصف در جنس حكم تأثير گذاشته باشد ، مانند اينكه گفته شود : برادر پدر و مادرى در ولايت نكاح با قياس بر تقديم آن در ارث بر برادر پدرى مقدم است ، وصفى كه برادرى باشد در اصل و فرع متحد بالنوع است و حكم كه ولايت وارث باشد متحد بالجنسند نه بالنوع عين اين وصف در جنس حكم تأثير گذاشته است و آن جنس تقديم است ، پس عين برادرى در جنس تقديم تأثير گذاشته است . اما مثال آنچه كه جنس وصف در عين حكم تأثير گذاشته باشد ، مانند اينكه گفته شود : نماز از زن حائض به سبب مشقت ساقط شده و بر مسافر قياس مىشود كه جنس وصف يعنى مشقت در عين حكم يعنى اسقاط تكليف تأثير گذاشته است ؛ چون مشقت تكرار نماز در حق حائض مخالف اتمام آن در حق مسافر است . اگر اين اسقاط با حقيقت و ماهيت نباشد با كميت و كيفيت است و ماهيت سقوط در حق آنها يكى است . قيد احترازى : قيدى است كه مراد از آن اخراج اوصاف و شروط از لفظ مطلق است ، به گونهاى كه مطلق محدود به افرادى شود كه قيد بر آنها دلالت مىكند . اين قيد مىتواند وصف ، شرط ، غايت ، حال و يا ظرف باشد . قيد وقوعى : قيدى است كه براى داخلكردن اوصاف يا شروط معينى بر اطلاقى كه در لفظ يا در حكم وجود دارد ، آورده مىشود و براى بيان واقعيت و حقيقت موجود به كار مىرود . وجود اين قيد هيچ تأثيرى بر اطلاق وارد در حكم يا در لفظ بهطور عموم ندارد ، همانگونه كه مطلق را مقيد و بر بعضى از افراد منحصر نمىكند . مانند آيهى وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً ( نور / 33 ) . « إن أردن تحصنا » قيد است ، ولى وقوعى است ؛ يعنى بيانگر